تبلیغات
روضه - من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
زینبی که سالها قبل از خود پیامبر شنیده بود قرار است در تندباد ها بی حسین شود،
و ام ایمن هم کل واقعه کربلا تا قیامت را از قول پیامبر برایش گفته بود،
و شب عاشورا هم برادر برایش «یا در اف لک من خلیل» خوانده بود تا متوجه شود که روز موعودش رسیده است!


عصر عاشورا، تا برادرش از پشت خیمه سلام خداحافظی کرد:
«یا زینب، یا رباب، یا ام کلثوم... علیکن منی السلام»

دست و پایپ را گم کرده بود و دور خودش می گشت:
«مهلا مهلا... نرو برادر من هنوز آماده رفتنت نشده ام!»


-------------------------
روضه استاد میرباقری، صبح عاشورا 90



شنبه 3 دی 1390 | نظرات ()