تبلیغات
روضه - داستان "رفت و آمد"ها
این پست برای پارسال است جایی دیگر منتشر شده بود. تولد حضرت زهرا(س) مقارن 13 خرداد شده بود.

هر وقت و زمانیف فرصت دیدن و مطالعه چیزی است. گاهی وقتها هم فرصت مطالعه «رفت» و «برگشت» هاست. در این فرصتها دیدن هر رفتی، به سرعت باید به دنبال زمان بازگشت آن بود. از خودم میپرسیم «کی برمیگردد؟» هر آمدنی هم که می بینیم به دنبال زمان رفت آن هستیم که «آیا از پیش ما خواهد رفت؟»

برخی از این رفت و برگشتها وجود آدمها را می کشند و می برند. کارشان تحکم به دلهاست؛ یعنی چه بخواهی و چه نخواهی دل را می برند؛ آمد و رفتشان می شود مصداق «خوف و رجا». برخی آمدنشان امید(رجا) است و برخی رفتنشان! برخی رفتنشان خوف است و برخی آمدنشان! خلاصه تاریخ زیر سم استر این سواران دائما به لرزه است.

این روزها قرار است امام(ره) گذاشته است 13 خرداد بیاید و 14 خرداد برود! کسانی که به امام دل بسته اند، این روزها دل بلوریشان قرار است سردی و گرمی شدیدی ببیند.

امام(ره) هر سال در سایه مادرش می آید، اما فرق مادر را با پسر دیده اید؟ فرق کار مردانه با کار مادرانه را دیده اید؟ فرق خوف و رجای پدرانه را با مادرانه را چشیده اید؟


یادتان هست که 3 جمادی یعنی 17 روز پیش میخواندیم:

تو بستر ببین/ مادر خمیده/ نفس میکشه/ بریده بریده

می ترسم خزون بشه/ میترسم بهار نشه/ میترسم که مادرم میخوابه بیدار نشه...

 

مادرها اگر قرار باشد که به قهر و آشتی امتحان کنند بچه را؛ اول میروند و بعد زود بر میگردند. امتحان به فراق نمی کنند چون مادرند. امتحان به فراق کار پدرهاست. مادرها دل ندارند ببینند که بچه به فراق دچار است. اگر هم مجبور بشوند قهر کنند، خودشان زود آشتی می کنند و بر میگردند. اگر به مادرها باشد امتحان فراق همیشه کوتاه است. اگر به مادرها باشد همیشه آخر داستان ها خوش است. اگر به  مادرها باشد هیچ وقت حافظ نمی گفت:

«اگر به دست من افتد فراق را بکشم/ که روزگار هجر سیه باد و خوانمان فراق»

مادر ما فقط 17 روز به بچه شیعه هایش درد فراق چشاند و زود برگشت و امروز روز تولدش است.  حالا میشود از او خواست بین ما و پدرمان وساطت کند و برای این قهر و آشتی 1000 ساله چاره ای بیندیشد.

 


یکشنبه 1 خرداد 1390 | نظرات ()